السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
208
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
فجار يا پيش از آن كشته شده بود . روايات ديگرى كه مىگويد : ابو طالب براى خواستگارى خديجه نزد ورقة بن نوفل و عمويش ، يا فقط نزد ورقه رفت ؛ « 1 » از نظر ما مردود است ، زيرا علاوه بر اين كه در مورد روايت نخست و خواستگارى از عمرو بن اسد اجماع وجود دارد « 2 » حضور ورقه در قضاياى مربوط به پيغمبر ( ص ) ما را وامىدارد كه در شخصيت حقيقى يا اسطورهاى وى به شدّت ترديد كنيم . همان نقشى كه يك بار به پدر خديجه داده مىشود و بار ديگر به عمويش ، بار سوم با همان كلمات و جملهها و حتى مواضع و حركات به ورقه داده مىشود . « 3 » به هر حال ، ابو طالب به خواستگارى خديجه رفت نه آن چنان كه ابن هشام مىگويد : حمزه . « 4 » زيرا از يك سو با منزلت و سيادت ابو طالب در ميان قريش هماهنگى ندارد و از سوى ديگر حمزه فقط دو يا چهار سال از پيغمبر بزرگتر بود . چنان كه مخالف عقيده عموم مورّخان نيز هست . به نظر مىرسد كه دستهايى تلاش كرده تا به گونهاى اين فضيلت را از ابو طالب سلب و به ديگران منسوب كنند . اگر چه تلاش ناموفق و ناميمونى است . مطابق مشهور ابو طالب پانزده سال پيش از بعثت رسول اكرم ( ص ) خديجه را براى برادرزادهاش خواستگارى كرد . او بنا به نقل مورّخان در خطبه خواستگارى گفت : سپاس خداى اين خانه را كه ما را از فرزندان ابراهيم و نسل اسماعيل قرار داد و ما را در حرم امن فرود آورد ، و ما را حاكمان بر مردم ساخت ، و ما را در شهرى كه در آن زندگى مىكنيم ، گرامى داشت .
--> ( 1 ) . الكافى ، 5 / 374 ؛ سيره حلبى ، 1 / 129 . ( 2 ) . سيره حلبى ، 1 / 137 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . بنگريد : سيره ابن هشام ، 1 / 201 ؛ سيره حلبى ، 1 / 138 .